خرید بک لینک
ساعت حوالی ۱۰ صبح است. هوا بارانی است. اینجا حالیش نمیشود که بهار است یا تابستان! حالیش نمی شود باران هم حدی دارد. اینقدری باران میآید که .... خسته کننده شده است دیگر. تا رسیدم Office سر تا پا خیس شده

برچسب: نویسنده: روژان کاظمیان تاريخ: شنبه 24 آذر 1397 ساعت: 18:58

دختری مرا پای پله ها بوسید. با چشم هایی سبز رنگ و موهایی Blond و بلند... دختری موهایم را نوازش کرد. میگفت چشم هایم زیباست. میگفت Your smile make me happy... دختری با موهایی بور و چشمان آبی برایم شام

برچسب: نویسنده: روژان کاظمیان تاريخ: شنبه 24 آذر 1397 ساعت: 18:58

دیروز از آن روزهای بد بود. از آن روزهای خیلی خیلی بد. کد پروژه ام کار نمکیند و Bugی دارد که نتوانستم توی چند هفته قبل پیدایش کنم. هفته بعد هم جلسه ای دارم و ددلاین هایی که توی ماه اینده باید کار را بر

برچسب: نویسنده: روژان کاظمیان تاريخ: شنبه 24 آذر 1397 ساعت: 18:58

چند دقیقه پیشت جلسه ام با استادم تمام شد. جلسه ی بدی نبود. الان در حال چایی خوردنم و نوشتن این چند سطر. گرفتن چایی و coffee برای ما دانشجوهای پی اچ دی رایگان است. دانشجوهای ارشد کارت مورد نظر را برای

برچسب: نویسنده: روژان کاظمیان تاريخ: شنبه 24 آذر 1397 ساعت: 18:58

حالمان خوب نیست. حالمان شاید خیلی بد هم باشد. ذهنمان درگیر است. درگیر چیزهای بیخود. درگیر بولشیت هایی صورتی. ما فقط انسانیم. تنها گناهمان همین انسان بودن است. کاش روباهی بودیم, دنبال جفت گشتنده در جنگل های استرالیا. کاش سگی بودیم در یک خانواده مهربان اسکاتلندی. کاش گربه ای بودیم فربه در دستان یک پیرزن فشار دهنده. تنها گناهمان این است که انسانیم. کاش گوریلی, بودیم دست همسر گیرنده و از درختی, بالا, رونده,. حالمان خوب نیست. حال خیلی هامان خوب نیست... .

برچسب: نویسنده: روژان کاظمیان تاريخ: شنبه 24 آذر 1397 ساعت: 18:58

پدربزرگ, هم رفت. 94 سال. تقریبا یک قرن میشود. یک هفته ای بود که هر روز میخواستم زنگ بزنم و حال و احوالی کنم اما وقت نمیشد. اختلاف ساعت با وطن کار را سخت میکرد. تا اینکه خبر دادند که پدربزرگ پر کشید و ب

برچسب: نویسنده: روژان کاظمیان تاريخ: شنبه 24 آذر 1397 ساعت: 18:58

دلم میخواهد که خیلی چیزها را اینجا بنویسم اما دستم به نوشتن نمی رود. تازگی ها به این فکر افتاده ام که شاید به جای نوشتن صدایم را record کنم. نمیدانم شاید بهتر از نوشتن باشد. نگه داریش ولی احتما دردسر های بیشتری دارد. قرار است با همکارن امروز برویم City Center. قرار است مهمانشان کنم ....

برچسب: نویسنده: روژان کاظمیان تاريخ: شنبه 24 آذر 1397 ساعت: 18:58

صفحه بندی